مینا لعابی است شفاف و شیشه ای که از امتزاج لعاب های شیشه ای و اکسیدهای فلزی به دست می آید و با پخت در کوره مانند شیشه سخت می گردد. این هنر در گذر زمان توسط اقوام و تمدن های گوناگون مورد استفاده قرار گرفته است.اگر چه قدمت آن به هزاره دوم قبل از میلاد می رسد اما به علت نوع تکنیک و زیبایی آثار خلق شده در ادوار مختلف مورد توجه و تشویق اقوام مختلف بوده است. به همین علت این هنر بدون توقف به حیات خود ادامه داده و هم اکنون علاوه بر ایران در دیگر نقاط جهان نیز هنرمندان مشغول تولید اثر در این رشته هستند. در ایران نیز در شهرهای اصفهان،شیراز،اهواز، و تهران به خلق آثار مینایی پرداخته می شود.
در کشورهای مختلف انواع متنوعی از میناکاری وجود دارد.اما در کشورمان ایران هم اکنون میناکاران به سه شیوه به این هنر می پردازند که عبارتند از:
- مینا بر روی زمینه برجسته
- مینای نقاشی
- مینای خانه بندی
که در این مطلب تاکید ما بر نوع سوم، یعنی همان مینای خانه بندی است.
در این مقاله به بررسی تاریخچه مینا در ایران و جهان پرداخته شده است. درباره تکنیک های مختلفی که در دوران های مختلف استفاده می شده توضیحات مختصری آمده است. تا علاقه مندان بتوانند با این هنر که در دوران ها مهجور مانده است بهتر و بیشتر آشنا شوند.
واژه های کلیدی: مینا، میناکاری، مینای نقاشی، مینای زمینه برجسته، مینای خانه بندی.
مينا چيست؟
فرهنگ معاصر عربي - فارسي ذيل واژه ي مينا نوشته شده است: لعاب شيشه اي، لعب، پوشش شيشه اي، فلزي و... در فرهنگ دهخدا نيز ذيل همین واژه مينا آمده است: آبگينه و شيشه اي سپيد و همچنين به نقاشي و تزئين فلزات مختلف از قبيل طلا و نقره و مس به وسيله رنگ هاي لعابدار مخصوص كه در حرارت بسيار زياد پخته و ثابت مي شوند ميناكاري مي گويند. مينا حاصل ذوب مواد شيشه اي و اكسيدهاي فلزي است كه بر روي بدنه هاي فلزي انجام مي گيرد. مينا از تركيب مرصع كاري، طلا كاري، شيشه كاري روي فلز به وجود آمد و به تدريج به مينا كاري تبديل گشت (ديبا/ص24).
مينا لعاب شيشه اي و شفافي است كه روي زيرساخت هاي مختلف مانند فلز و به ندرت روي سراميك براي تزئين آنها استفاده مي شود. در منشاُ ايجاد لغت مينا نقاط ابهامي وجود دارد. ممكن است از كلمه ي Smel zan (گداختن) مشتق شده باشد. (مک نالی / ص192)
مواد موجود در مينا مانند لعاب هاي سراميك از فلاكس، آلومينا، سيليكات ها، سود، پتاس، اكسيد اوريك و مقداري اكسيد سرب تشكيل شده است و رنگ آنها را اكسيدهاي فلزي ايجاد مي كنند. (برجيان/ص1)
مينا سازي يا مينا كاري هنر نقاشي بر روي فلزات است. مينا كاري به طور كلي بر روي فلز به وسيله ي پوششي به همین نام انجام مي گيرد كه معمولاً مخلوطي است از؛ شن، برنج، پتاس،سود، اكسيدهاي فلزي رنگي. اين مخلوط را به صورت گرد يا خمير در مي آورند و آنرا در طرح هاي معين شده بروي فلــــز مي پاشند يا مي مالند. براي آنكه پوشش روي فلز چسبندگي پيدا كند فلزمينا كاري شده را مدتي در كوره تا حدود 900 درجه سانتي گراد حرارت مي دهند (دايرۀ المعارف فارسي/ص2970).
تاريخچه ميناكاري در جهان و به ويژه در ايران:
در مورد تاريخچه ساخت مينا و ارتباط آن با تمدن هاي مختلف نمي توان نظر قاطعي ابراز كرد. اولين اثر مينا كاري كه تابه حال به دست آمده، شش انگشتر طلا مربوط به قرن سیزده قبل از ميلاد بوده است كه در قبرس به دست آمده اند و تنها آثار اصيل از مينا كاري مرصع محسوب می شوند.
اين هنر از پنج قرن قبل از ميلاد در يونان وجود داشته است. مجسمه معروف زئوس از فيدياس اثر جمله اين آثار است. در سال 245 میلادی بعضي از قبايل بريتانيا نیز مينا كاري مي كردند. خصوصاً در ميان سلت ها و ساكسون ها از قرن ششم تا نهم ميلادي برروي مفرغ يا طلا رايج بوده است. مينا سازي در کشور ژاپن نیز حدود قرن هفتم ميلادي شروع شد (دايرۀ المعارف فارسي/ص2971).
نخستين اشياء ميناكاري يافت شده در روسيه مربوط به قرن یازدهم تا دوازدهم ميلادي است كه تحت تاثير ميناكاري بيزانس آن روزگار بوده است. (مك نالي/ص 193)
در اواخر قرن پانزدهم ميلادي مينا سازي تصويري در ليموژ رواج يافت. در دوره ي رنسانس اين هنر در قرن هفدهم ميلادي به اوج خود رسيد. در قرن هجدهم ميلادي تزئين اشياء كوچك به منظور استفاده شخصي رواج یافت.
انقلاب صنعتي باعث گسترش اين كار هنري در مقياس وسیع تری شد ولي طرح ها به علت محدوديت اجرائي ماشين هاي يكنواخت و محدود بودند. (دايرۀ المعارف فارسي/ص2971).
بعضي از محققان قدمت ميناكاري در ايران را به 1500 سال قبل از ميلاد دانسته اند. ظهور آن به روي فلز در طول دوره ي ششم تا چهارم قبل از ميلاد است. (ن.ك شيخ مهدي/ص1).
از حفاري هاي تپه ی حسنلو در آذربايجان غربی طي سال هاي 1948 الي 1958 ميلادي، 6 عدد مهره گردنبند شيشه اي مربوط به تمدن "مانن ها" بين سال هاي 900 الي 800 ميلاد به دست آمده است. كه بر روي سه مهره الوان آن نقوش مينايي درخت ديده مي شود.
اما در مورد لعاب شيشه اي مينا برروي فلز كه مد نظر ماست؛ در كاوش های نهاوند، يك جفت گوشواره طلا به شكل خورشيد به دست آمده است كه در ميان صفحه دور آن خمير شيشه اي نخودي رنگ بكار رفته و در وسط گوشواره و حلقه خارجي آن اشعه خورشيد را به شكل مليله هاي طلا مجسم كردند.
اين ســـبك هنر زرگري را مي توان مربوط به قرون هفتم الي هشتم قبل از ميلاد دانست. در موزه ی گنجينه ي "زيويه" كردستان كه آثار آن در سال هاي 1947 تا 1950 به دست آمده (البته قســمت مهم آن در موزه ي ايران باستان محفوظ است) يك صليب طلايي دیده می شود كه سطوح آن با خمير شيشه رنگي تزئين شده است. مهره هاي گردنبند كه بر روي آن نقش چشم ديده مي شود، در دوران قبل از هخامنش ساخته شده و به صورت غلتان به رنگ هاي نخودي، آبي كمرنگ و قهوه اي مي باشند. از اين مهره هاي مينايي در نقاط مختلف استان گيلان نیز به میزان قابل توجهی به دست آمده است.
در دوران هخامنشي، مهره هاي غلتان، خمير شيشه و شيشه اي موقعیت خود را در تزئين گردنبندها و گوشواره ها حفظ كردند و در اواخر آن دوران شيشه ای كوچك به نازكي ورق كاغذ به جاي سنگ جواهر در زينت آلات به كار رفته است. (برجيان/ص1)
نمونه هاي زيادي از محصولات فلزي هخامنشيان موجود است به طور كلي عصر هخامنشيان سبك معين و مشخصی دارد. در جام هاي نقره اي به دست آمده كه يكي از آنها در موزۀ بريتانيا و ديگري در موزۀ ارميتاژ لنينگراد نگهداري مي شود، پايه اولي از مجسمه مرغ خيالي كه داراي شاخ و منقار است تشكيل شده و ديگري مجسمه بز كوهي است كه بال و ريش دارد. با توجه به شواهد موجود می توان گفت هنر ميناكاري در آن زمان مرسوم بوده است (دبيري/ص4)
بازوبند طلاي ميناكاري به قطر 12 سانتيمتر كه در موزه ويكتوريا- آلبرت لندن نگهداري مي شود به دوران هخامنشيان تعلق دارد (فقيهي/62- 63/ص257)
با استقرار حاكميت "سلوكي ها" بعد از حمله اسكندر مقدوني در ايران و رواج راههاي بازرگاني يونان-سوريه سبك و نفوذ هنري يونان در ساخت شيشه به جاي جواهر تاثير بسزايي داشت. در نواحي رودبار گيلان و همین طور اردبيل و خلخال در آذربايجان تعداد زيادي مهره هاي گردنبند و نظر قرباني و نگين هاي كنده کاری شده به دست آمده كه داراي نقوش مربوط به قهرمانان و اساطير يوناني است.
اين نگين هاي سطح شيشه اي را اغلب به رنگ قهوه اي تيره و آبي ساخته و با فوم روي انگشترهاي مفرغي نشانده اند. (برجيان/ص2)
در دوران اشكانيان نیز تزئين بر روي فلز عملي مرسوم و معمول بوده است. رسم معمول هنري آن دوران پايه هاي عظيم و درخشان هنر ساساني را برافراشته است. در اين زمان ترصيع و ميناكاري رواج داشته. به عنوان مثال مي توان از ديوارهاي شوش كه با آجرهاي ميناكاري شده پوشيده شده اند نام برد. در آنها تصوير گاو و حيوانات ديده مي شود. یک دستبند طلا، كه با ميناي آبي به روش مليله دوزي كار شده است نیز مربوط به آن دوران است که هم اكنون در موزۀ آرميتاژ لنينگراد نگهداري مي شود.
نمونه ی ديگر، يك جفت گوشواره است كه در موزۀ لوور نگهداري مي شود. شاهد ديگر گيره ای است كه روي آن لعل كار شده و هم اكنون در موزۀ ولف شيم آلمان حفظ مي شود. روي اين گيره كه مربوط به دورۀ اشكانيان است به زبان پهلوي نام اردشير را نوشته اند.(بقايي/ص26)
به عقيده پوپ قطعات ميناكاري مرصع از اختراعات ايرانيان است. و نمونه بسيار عالي آن جام خسرو است. ميناكاري در دوران ساسانيان از تمام دوره هاي قبل و كامل تر و متنوع تر بوده است.اين هنر را در همان آغاز به چين بردند و در آنجا مبدأ و اساس هنر ملي آن کشور شد.
سيني ميناي خانه بندي، چين – 1620- 1573- موزه بريتانيا لندن (فرهنگ لغات هنري)
بسياري از اشكال، ظروف، و نقوش و رنگ هايي كه در چين بكار رفته اصالت ايراني دارند و هنرمندان ايراني نیز از ديرباز در کشور چين مقام و مرتبه ی ارجمندي داشته اند. يك نمونه بسيار عالي آن، نگين شيشه ای به رنگ آبي تيره كه در وسط يك گل طلا نشانده شده به دست آمده است. در اين اثر دور گل را با نگين هاي عقيق، تراشيده، زينت داده بودند كه يك نمونه از آن روي گل طلا باقي است. مولينیه نيز مي نویسد: ميناهاي ساخت بيزانس كه در زمره ي بهترين ميناهاي جهان به شمار مي روند نيز از هنر ميناسازي ايران گرفته شده است. (ن- ک غريشي/ص23)
از دوره ي سامانيان مهره هاي شيشه اي غلتان و ساده به رنگ هاي مختلف در نواحي گيلان به دست آمده است ولي استفاده از بلور معدني و كنده كاري برروي آن مرتبه بالاتری را از هنر را دارا بوده است كه بهترين نمونه ی آن بشقاب سيمين خسرو است که متعلق به كتابخانه ملي پاريس می باشد. (برجيان/ص2)
قطعه اي از يك تنگ ميناكاري شده روي طلا به ارتفاع 3/11 سانتيمتر هم از آثار اين دوران است (فقيهي/62-63/ص257) جام نقره اي موجود در موزه ايران باستان نيز متعلق به اين دوره است كه رقاصه هاي ساساني بر روي آن ترسیم شده است (غريشي/ص23)
آثار فلزي متعددي كه در اوايل دوره ی اسلام به دست آمده است معمولا با اسلوب ساساني ساخته شده اند. اگرچه ذوق و اسلوب کاری ساسانيان در استفاده از اشكال انسان و حيوانات در صنعت فلزكاري تا مدت مدیدی ادامه داشت ولي به تدريج و با توسعه دين مبین اسلام اشکال به طرح هاي ديگري مبدل شدند. نقش تاك كه سابقاً در ايران معمول بود، رونق تازه اي گرفت و حروف كوفي كه براي اين قبيل نقوش بسيار متناسب بود توسعه يافت (ويلسن /ص130)
يكي از اين ظروف كه هم اكنون در موزه آرميتاژ نگهداری می شود، كتيبه اي است به نام محمدبن عبدالوحيد هراتي مورخ به تاريخ 559 قمري كه ميناكاري آن به وسيله ي حاجب مسعودبن احمد انجام گرفته است.
ظرف برنجي ديگري در موزه ي لوور است که با كتيبه اي به نام عثمان بن نخجواني مورخ به تاريخ 586 قمري ديده مي شود. (وزيري/ص225)
اوج هنر ميناكاري در زمان سلجوقيان بوده است. (شيخ مهدي/ص2) در زمان سلجوقيان تهيه ظروف برنجي و ميناكاري معمول بود و نيز این محصولات از شهر دمشق و حلب به كشورهاي دوردست فرستاده مي شد (برجيان/ص2)
از نمونه هاي بسيار نفيس اين دوره، ظرف نقره اي زمان سلجوقي "سيني آلب ارسلان" است كه در موزه صنايع ظريفه ي بوستون قرار دارد. اين سيني هديه اي است كه ملكه به پادشاه تقديم نموده است. تاريخ آن سه سال بعد از جلوس آلب ارسلان مي باشد. بر روی این اثر، اسم ملكه و پادشاه با تمام القاب آنها و هم چنین اسم صنعت گر آن كه به "حسن الكاشاني " موسوم بوده به خط زيباي كوفي به يك اندازه نوشته شده است. در داخل لبه ي سيني و در وسط آن كتيبه اي بسيار عالي به خط كوفي حك شده و به صورت حاشيه اي ترتيب يافته است. زمينه كتيبه طرحي است از گل كه داراي برگ هاي پنج پر و هفت پر مي باشد که نوك آنها پيچيده اند. در بالاي اين حاشيه يك جفت غاز روبه روي يكديگر نقش بسته است. در قسمت پايين حاشيه دو بز كوهي بالدار است. (ويلسن/ص146) در دوران مغول نیز سبك جديدي در هنر فلزكاري و ميناكاري بوجود آمد (ويلسن/ص174)
غازان خان اولین ايلخان مسلمان مغول كه در فاصله سال هاي 694 تا 703 هجري قمري حكمراني كرد. او يكي از علاقه مندان به علم شيمي بود و بر خلاف پيشينيان خود که مبالغ هنگفتي را صرف دست يافتن به اكسير و تبديل مس به طلا كرده بودند، وی ترجيح داد دانش خود را صرف گسترش هنر ميناكاري نمايد. اشكال و تصاويري كه چهره و لباس ايرانيان درباري را داشتند جاي تصاوير عربي را كه تا آن زمان معمول بود، گرفت. به اين ترتیب هنر در دوره ي تيموريان به خصوص ترصيع فلز به منتها درجه ي ترقي خود رسيد. و تيمور به دليل علايق هنري خود به صورت يكي از مشوقان هنرهاي مذكور و از جمله ميناسازي درآمد. به طوري كه نوشته اند در گوشه و كنار كاخ هاي وي به روي درها، چلچراغ ها و جعبه ها و نظاير آن آثار مينايي متعددي پديد آمد. (برجيان/ص3)
در دوره ي صفويه زمينه و جهت هنر ميناكاري تغيير يافت. نقوش عموماً بزم درباريان و يا مجالس شكار و يا اسب سواران را در بر مي گرفت. به طور كلي شيوه ميناسازان در دوره ي صفويه نقش هاي اسليمي و گل بود. هنرمندان صفوي غالباً از رنگ قرمز استفاده نمي كردند. اين است كه در هيچ يك از آثار اين دوره رنگ قرمز ديده نمي شود. (دبيري/ص13)
نمونه هاي متعددي از اين نوع ظروف در موزه هاي مغرب زمين و موزه ايران باستان موجود است.در موزه ايران باستان از اين دوره، آفتابه و شمعدان هاي متعدد و لگن و دوستكامي هاي بزرگ از برنج ميناكاري شده يا از نقره موجود است. كه بيشتر آنها كار خراسان است. (وزيري/ص257)
در اين دوره صندوق هاي روي مزار بزرگان را با مينا تزئين مي كردند. چنان كه صندوق روي مزار شيخ صفي الدين اردبيلي كه نمونه بديعي از ميناي عصر صفويه را در بر دارد گواه اين مدعاست. (برجيان/ص3)
از ديگر قطعات ميناکاری شده عهد صفويه، قطعه ي مينايي از كارها اصفهان بوده مشتمل بر طرحي از پرندگان و ديگر حيوانات بر زمينه ي گل و بوته به رنگ آبي كمرنگ، سبز، زرد، قرمز. از اين رو ترديدي نمي توان داشت كه همچون امروزه اصفهان- كه بايد آن را شهري به وسعت يك موزه ناميد- يكي از مراكز مهم ميناكاري ايران بوده است (شيخ مهدي/ص3)
جهانگرداني كه در اين دوران به ايران سفر كرده اند نوشته اند كه در دربار ايران و ميهماني ها استفاده از بشقاب هاي مجلل ميناكاري و خنجرها و مدال هاي مينايي مرسوم بوده است، گروهي از اين خنجرهاي مينايي بسيار ارزنده در موزه ي آرميتاژ وجود دارد. (ديبا/ص424)
بعد از صفويه به علت اوضاع خاصي كه در ايران به وجود آمد تا مدت ها از كارهاي فلزي و ميناكاري چندان خبري نبود. و يا اگر بود از رونق ويژه اي برخوردار نبود. در زمان افشاريه و زنديه نمونه هاي كمتري از فلزكاري و نقاشي روي فلز وجود دارد (دبيري/ص13)
در تصويري از نادرشاه، خنجر ميناكاري شده اي که به کمر بسته است به چشم می خورد که با گل و مرغ تزیین شده است و بر روي دسته ي اين خنجر نيز نقوشي مشابه ديده مي شود.
نصوير نقاشي نادرشاه همراه با خنجر ميناكاري شده بركمر. نيمه دوم قرن 18. موزه ويكتوريا – آلبرت لندن (ايرانيكا)
در بالاي غلاف اين خنجر تصوير نيم تنه ي زن و مردي ميناكاري شده كه در هر دو طرف غلاف وجود دارد
خنجر و غلاف ميناكاري شده: اواسط قرن 18. موزه ارميتاژ
اين تصوير گوياي آن است كه هنر ميناكاري در دوره ی افشاریه نیز کماکان به حیات خویش ادامه داده است. تعدادی فنجان کوچک با نقوش بسیار ظریف گل و مرغ و تزئین اسلیمی از دیگر آثار این دوره است. (دیبا/ص434) نمونه ای از تنگ مینایی بی نظیر با زمینه ی طلا جزء این آثار است (برجیان/ ص 3).
در زمان قاجاریه میناکاری تنها هنری است که از لحاظ شیوه و روش کار و همین طور ترکیب رنگ ها، بیش از پیش ترقی کرد. مینا سازان این دوره با آمیختن مواد معدنی رنگ هایی می ساختند که درخشندگی و هماهنگی آنها بی مانند است. در این دوره عصاها، قوطی ها، گوشواره ها، آفتابه لگن ها و سر قلیان های طلا و نقره را با میناکاری تزیین می کردند. نمونه ی سر قلیان های نفیس زمان فتحعلی شاه در موزه قم موجود است. طرحها بر اساس استیل صحیح ایرانی نبود ولی ظرافتی که در پرداخــــت آنها به کار می رفت اعتبار و شهرت بسیار به آنها بخشیده است. (دایره المعارف فارسی /ص 2971)
بدنه قليان ميناكاري شده. اواسط قرن 19. موزه ارميتاژ(ايرانيكا)
به راستی که میناهای نقاشی این دوران با استفاده از رنگ های تابان (صورتی، آبی رویال، فیروزه ای و سبز نیمه شفاف) که بر روی طلا با زمینه مات با تصاویر تمثیلی بسیار ظریف حیوانات، گل و مرغ همراه با سایه پردازی های بسیار ظریف و پرداختن به جزئیات، منحصر به فرد است (دیبا / ص 424)
البته از رنگ های ویژه دوره قاجار که در اغلب ظروف مینایی این عصر دیده می شود. رنگ قرمز است و همین طور از خصوصیات طرح های مینایی این دوره بوته سازی است (دبیری /ص 14)
میناکاری در این دوره بیشتر به روی زمینه طلا و نقره که با گوهر یا عاج، یشم، یاقوت، لعل، زمرد و... تزئین شده بود به کار می رفت (برجیان /ص 3)
دامنه وسیعی از اشیاء مثل جنگ افزارها، زره، ظروف، آیینه، جعبه قرآن، جعبه طلسم، و جای مرکب برای قلمدان ها در این دوران به وسیله مینا تزئین می شدند. تعدادی از نمونه های بسیار ظریف و گرانبهای این آثار در دربار فتحعلی شاه تولید شد.
برای مثال آینه کوچک سفری که مورخ به تاریخ جلوس شاه است و بر پشت این آینه تصویرشاه توسط نقاش محمد جعفر رسم شده است مهارت میناکاران آن دوران در تولید مینا بسیار واضح و آشکار بود بیش از 25 نفر هنرمند در این زمینه نامشان ثبت شده است. برای مثال (محمد باقر، میرزا بابا، احمد) از نقاشان میناکار مشهور آن دوران بودند. میناکاری تا اواخر قرن 19 با بهترین کیفیت به تولید خود ادامه داد تا وقتی که حمایت پادشاه کمتر شد و این هنر نیز مانند بسیاری از هنرها روبه زوال رفت (دیبا / ص 426)
زیر ساخت های مینا:
زیر ساخت ها شامل: طلا، نقره، مس، ورشو، آهن و برنج می باشند. در برخی موارد بر روی کاشی و سرامیک وشیشه نیز میناکاری شده است. ولی به طور معمول میناکاری بر روی مس انجام می گیرد (فقیهی /62-63/ص 25).
اصول میناکاری شامل فعل و انفعالات پیچیده ای است که بر پایه ی تزیین فلزات با رنگ های مینایی استوار است (شیخ مهدی / ص 2).
استفاده از مس به عنوان بدنه برای کارهای مینایی از قرن 17 شروع به افزایش کرد. خصوصاً این فلز در کارهای کارخانه ی میناسازی با ترسی لندن در انگلستان در حدود سال 1753 بسیار رایج بود. قبل از عمل مـــــیناکاری بهتر است فلز مورد نظر برای بدنه جهت آماده سازی با اسید شسته شود که معمول ترین اسید برای بدنه های مسی، اسید نیتریک و برای بدنه های طلا یا نقره اسید سولفوریک است (مک نالی – ص 193).
از اصول عمده ی میناسازی این است که باید فلز مورد نظر را تا حد لزوم برای دوام بیشتر قبل از استفاده چکش کاری کرد (فقیهی 62-63/ ص 262)
مواد اولیه و ترکیبات ساخت لعاب مینا:
لعاب مینا مهم ترین و اصلی ترین ماده این هنر به شمار می رود که در حالت معمولی دارای غلظت خاصی است که در اثر حرارت دیدن به ماده ای سخت تبدیل می شود. و حالت شفاف و شیشه ای پیدا می کند (برجیان /ص 1).
رنگ های مینایی به طور کلی با اکسیدهای فلزی و مواد شیشه ای مخلوط می شوند. (دبیری/ص30) ساختار مینا به صورت پودر است که از آسیاب شدن خمیر شیشه به دست می آید. که باید با آب شستشو و سپس خشک شود. برای مینای نقاشی این پودرها را با روغن سبک مثل روغن اسطخودوس یا آب ترکیب می کنند تا به صورت خمیر در آید.(مک نالی /ص 193).
لعاب شیشه ای از ترکیب شن یا سنگ چماق یا کربنات دو سود و گاهی اوقات سرب به دست می آید. که برای ایجاد مینای رنگی به این ترکیبات اکسیدهای فلزی اضافه می شود. اکسید مس، رنگ آبی فیروزه ای گاهی هم رنگ سبز می دهد. اکسید طلایی، رنگ قرمز و اکسید آنیتموان یا اورانیوم، رنگ زرد می دهد (مک نالی / ص192).
رنگ بنفش از ترکیب بلور، تنه کار، بوره، و شوره، طلایی حل شده به دست می آید. رنگ زرد از توفال آهن، اکسید کرومیم، اکسید قلع، سرب به دست آمده و رنگ سیاه از اکسید آهن وسرب، اکسید کبالت، دی اکسید منگنز به دست می آید. رنگ سبز از توفال مس، سنگ چخماق، شیشه، کربنات سرب و همچنین رنگ قهوه ای از اکسید آهن، اکسید کروم، اکسید روی و در آخر رنگ آبی از ترکیبات اکسید کبالت، اکسید روی، سنگ چخماق به دست می آیند (فقیهی /62-63/ص 262).
به طور کلی 4 نوع لعاب مینا وجود دارد:
1) لعاب مات یا اپک
2) لعاب کور یا اپالسنت
3) لعاب نیمه شفاف یا ترانس لوسنت
4) لعاب شفاف یا ترانس پارنت (مک نالی /ص 192).
تکنیک های میناکاری:
در ادوار مختلف تکنیک های متفاوت میناکاری بر روی فلزات انجام شده است. در ایران نیز چندین نوع تکنیک وجود داشته است که از انواع آن؛ مینای پنجره ای، مینای سایه روشن، مینای حفره ای (حکاکی) مینای جعبه سازی، مینای مرصع،... را می توان نام برد. ولی به طور کلی سه نوع مینای اصلی در ایران کار می شده که در اینجا به معرفی آنها می پردازیم:
1- مینای نقاشی:
مینای نقاشی، هنر اصفهان است که برخی از مردم با آن آشنا هستند. در مینای نقاشی فلز را به هر شکلی که بخواهند انتخاب می کند ممکن است به صورت پلاک یا به صورت بشقاب یا ظرف، جعبه و یا... باشند. روی ظرف مورد نظر را لعاب سفید می زنند داخل کوره می گذراند تا پخته شود البته این لعاب کاری ممکن است سه چهار دفعه تکرار شود تا کاملا" سطح فلز پوشیده از لعاب شود. فلزی هم که معمولا استفاده می شود مس است. البته می توان مینا را روی هر فلزی که در برابر حرارت مقاوم باشد کارکرد ولی مس از همه مقاوم تر است و هم قیمت آن نیز مناسب تر است. ظرف لعاب داده شده را درون کوره قرار می دهند تا عمل پخت انجام شود برای نقاشی از رنگ مخصوص مینا که تقریبا" حالت گواش دارد یعنی با آب مخلوط می شود استفاده می شود گاهی اوقات یک مقدار صمغ و گلیسیرین هم به رنگ اضافه می کنند و بعد به نقاشی می پردازند بعد از نقاشی نیز کار را<

